زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

16 دندونی شدنت مبارک

سلام دخترکم   دندون شانزدهمت یعنی دندون نیش بالا سمت راست در تاریخ 8 بهمن لثه ات رو سفید کرد و الان که حدودا 20 روز میگذره دیگه در اومده و دیده میشه....خداروشکررررررر زیاد اذیت نشدی مبارکت باشه   الهی فدای دخترم بشممممم   ...
1 اسفند 1394

دیشب رسیدیم بیرجند

سلام دختر نازم   اول از همه باید 19 ماهگیت رو تبریک بگم عروسکم ، ماه ها مثل باااااد میره و تو بزرگ و بزرگ تر میشی و خانوم تر کلی پیشرفت کردی ... کلی حرف میزنی ...   ولی الان میخوام برات از کرمان بگم از اول که با دایی مسعود رفتیم و کلی دور دور کردیم تو کرمان و بعد حدود دو هفته از برگشتن دایی به بیرجند بابابزرگ و مامان بزرگت اومدن خونمون... تا اینکه دیشب همه مون برگشتیم بیرجند ... خیلییییییی هم بهمون خوش گذشت کلی عکس دارم که سر فرصت برات میزارم یه خبر دسته اول اول هم دارم که تو پست بعد میزارم برات   حالا پیشرفتات:   ببعی میگه: بَ بَ پیشی میگه: میو میو تیکه: تیته عمو عمه باز: با ...
28 بهمن 1394

قدمت مبارک نورسیده

سلام دخترم بالاخره اون نی نی که منتتظر اومدنش بودیم 1بهمن زمینی شد دختر عمه جونت دنیا اومد آبجی فاطمه هنوز اسم نداره انشاالله خوش قدم باشه و سایه مامان و باباش بالاسرش باشه عکسش هم باشه بعدا...!!!(خودمون هم دیشب عکسش رو دیدیم تا بعد بریم بیرجند و خودش رو ببینیم)   ولی هنوز ما چشم انتظار یه نی نی دیگه هم هستیم که احتمالا آخرای بهمن دنیا میاد حالا هر وقت دنیا اومد بهت میگم کیه!!!!!   فعلا خدانگهدارت باشه عروسکممم    
3 بهمن 1394

بهداشت . واکسن

سلام دختر صبور مامانی امروز 3بهمن ماهه و بالاخره امروز صبح با دایی جون شما رو بردیم بهداشت   نتیجه چکاپت: قد:82سانت وزن:10.200 دورسر هم اگه اشتباه نکنم 46 سانت بود ... خداروصدددددهزار بار شکر همه چی خوب بود و روی نمودار   بعدش رفتیم سراغ واکسن...قبل رفتنمون 10 قطره استامینوفن بهت داده بودم خانمه گفت باید 20 قطره بهت بدم..اول واکسن دستت رو زد که خداروشکر نفهمیدی بعدمیخواست قطره رو بهت بده که دهنت رو باز نکردی رفت سراغ واکسن پات ... بعد زدنش یه مقدار گریه کردی که از فرصت استفاده کرد و قطره رو ریخت تودهنت ... خداروشکر گریه ات هم چند لحظه بیشتر طول نکشیدو با شوخی دایی جون زدی زیر خنده قربون دخترم بشممممم من   ب...
3 بهمن 1394

دندون پانزدهم

سلام دختر نازم از گوشی دایی ان شدم که یک خبر دسته اول بدم بهت...همین امروز یعنی 27 دی ماه دندون پانزدهمت رویت شد در یک سال و 5 ماه و 29 روزگی...دندون نیش بالا سمت راست...مبارکت باشه عشقم...فعلا خدانگهدارت باشه عروسکم
27 دی 1394

میریم کرمان

سلام عشقم خوبی دخترکم؟؟   امروز 24 دی ماهه و شما 1 سال و 5 ماه و 26 روز سنته خب اومدم بگم فردا جمعه است و ما هم عازم کرمانیم...این سه هفته هم گذشت خداروشکر خوب گذشت   این مدت منتظر دو تا نو رسیده بودیم که نیامدن و انگاری ندیده میریم(حالا هر وقت اومدن در صورت دسترسی به نت میام و خبرش رو میزارم)   ولی رفتنمون احتمالا زیاد طول نکشه ... شاید یه هفته ای یا 10 روزه میریم... دلیلش بماند چون زیاد جالب نیست   عکسای این مدت هم باشه ان شاالله بعدا چون الان خونه خاله اطهریم و دسترسی به عکسات ندارم   احتمالا دایی مسعود هم باهامون بیاد باز خوبه تنها نمیریم   تو کرمان هم باید ببرم...
24 دی 1394